چاپ و بسته‌بندی سپهر

En

رویدادها و اخبار

اطلاع از آخرین رویدادها و اخبار چاپخانه سپهر

استاد اسمعیل دمیرچی

استاد اسمعیل دمیرچی

اسمعیل دمیرچی متولد ۱۳۱۶ - تهران

خانواده اسمعیل دمیرچی در سال ۱۳۱۵ بود که از قزوین به تهران مهاجرت و در خیابان سپه، رو‌به‌روی موزه ایران‌ باستان خانه بزرگی از آقای عبدالله فتوره‌چی اجاره کردند.

 پدرش علی جلال دمیرچی، فرزند استاد علینقی و مادرش زهرا، فرزند محمد بود. اسمعیل دمیرچی در تاریخ اول اسفندماه ۱۳۱۶ شمسی در محله سنگلچ از بخش ۴ تهران از نیستی به هستی آمد و متولد شد. در ۱۲ مهر ۱۳۴۲ با فهیمه عزیزی مقدم آذربایجانی، متولد دهم اسفندماه ۱۳۱۹ تهران، ازدواج کرد. سه فرزند دارد به نام‌های سنبله متولد سال ۱۳۴۳، سوسن متولد سال ۱۳۴۵ و محسن متولد سال ۱۳۴۹ در تهران.

 

مرحوم دمیرچی در کنار اثرگذاری و خدمات شایسته در صنعت چاپ از تواضع، ادب و متانتی برخوردار بود که همگان او را به اخلاق مداری و نیک سیرتی می‌شناختند.

ایشان قبل از انقلاب با توجه به مهارت و تخصص خود در مجموعه چاپ سپهر در واحد لیتوگرافی مشغول و در سال های گذشته در جایگاه مشاور در چاپ سپهر به راهنمایی و انتقال تجربیات خود به نسل آینده این خانواده مشغول بودند. مدت ها بود به پیشنهاد چاپ سپهر و همراهی و برنامه ریزی استاد دمیرچی دو هدف برای همکاری با چاپ سپهر در نظر گرفته شده بود؛ اول تاسیس موزه چاپ سپهر در محل  چاپخانه و اهداء وسایلی از جمله دوربین و متعلقات، حروف سربی، چاپ تامپو و ... به موزه چاپ به پیشنهاد و پیگیری استاد دمیرچی به نام چاپخانه سپهر که در رفت و آمد های اداری ناتمام ماند و دوم چاپ کتاب سرگذشت و تاریخ چاپخانه سپهر از بدو تاسیس تا امروز که ایشان در حال تهیه اسناد و برنامه ریزی آن بودند که متاسفانه رسم روزگار زمان اتمام این کارهارا به ما نداد.

حروفچینی و فعالیت در صنعت چاپ را به خاطر آشنا در این صنعت شروع کردم.در جنگ جهانی دوم خانواده ماهم از عواقب مصیبت بار جنگ بی بهره نمانده، و در نهایت شغل آهنگری را در «قصبه» خود خرقان رهاکرده، به مهاجرت از قزوین به تهران تن در میدهیم.

بعد از نوروز سال ۱۳۳۰، مرا در چاپخانه خواندنی ها به آقای ابراهیم میرزایی که در آن زمان سرپرست انبارها و قسمت برش کاغذ این چاپخانه را به عهده داشتند، می سپرند.

دوره های تخصصی و گرفتن دیپلم فنی هر یک از رشته های زیر را در کشور انگلستان گذرانده ام:

۱- دو بار دوره های سرویس و نگهداری ماشین های حروفچینی را در مدرسه های هارس و اینتر تایپ طی کردم.

۲- یک بار دوره های کارکردن، سرویس و نگهداری ماشین های تک ریز را در مدرسه حروف ریزی و حروفچینی منوتایپ گذراندم.

۳- دو بار دوره کارکردن، سرویس و نگهداری مدل مختلف ماشین های مکانیکی و الکترونیکی حروفچینی نوری (منوفتو) را، در مدرسه منوتایپ طی نموده ام.

در شهر ری در سال ۱۳۶۰ با آقای ابوالفضل یزدانی، چاپخانه یزدان را شریک شدم که بعد از دو سال سهم خود را به ایشان واگذار کردم.

در سال ۱۳۶۳ قسمت حروفچینی و صفحه بندی  چاپخانه زندگی را با آقای غلامحسین نوری کنترات کرده بودیم. در سال ۱۳۶۵ شرکت قلم مشترکن خریداری کردیم، که در اثر اختلاف سلیقه در مدیریت شرکت، در سال ۱۳۷۴ به ایشان و خانواده نوری واگذار کردم.

در سال ۱۳۷۹ تا ۱۳۸۰ چاپخانه نائیر را به اتفاق آقای سپانوس امیرخان ابتدا برای اجاره، و بعد برای خرید اقدام کردم.

از خصوصیات بارز یک مدیر چاپخانه این باید باشد که به حرفه ای که به آن فعالیت می کند مسلط بوده و در صورتی که به آن کار آشنا نباشد باید سرپرستی حرفه ای، برای آن رشته استخدام و همچنین در اطراف خود مدیرانی را برای هر رشته جمع آوری نماید که هر یک به حرفه خود مسلط بوده باشند.ایشان همچنین باید روابط عمومی خوب و قوی داشته و با اخلاق پسندیده، ضمن استفاده از ظرفیت های اشخاص ایشان را درک و از موقعیت هایی که پیش می آید به نفع موسسه خود بهره برداری نماید.

 

این متن برگرفته از کتاب گفتگو با قبیله چاپ نوشته استاد اسمعیل دمیرچی است و ایشان از زبان خود شرح وقایع نموده اند باشد که بتوانیم گوشه ای از زحمات این بزرگان را جبران نماییم.

 

روحش شاد و یادش گرامی